تبليغاتX
* تازه ترين خبرها از سلسله برنامه هاي کلمات روزه دار درفرهنگسراي ارسباران * کلمات روزه دار

برای روز جمعه

با خودم خيلي كلنجار رفتم كه اين روز جمعه را چيزي ننويسم و همراهان روزه دار را به حال خود بگذارم ولي نتوانستم .زمانيكه يادم آمد  عليرغم  تعطیلی  ظاهري "كلمات روزه دار"   در روز های پنجشنبه و جمعه ، چه شور و اشتياقي در بين برگزاركنندكان اين مراسم بيست روزه جاري است ُُ طوری که آنها این دو روز آخر هفته ی  اولين هفته ماه مبارك رمضان را  نیز در حال  برنامه ريزي ، همفكري و اقدامات اجرايي براي هر چه منظم تر و بهتر مراسم هفته دوم هستند . نتوانستم این روز جمعه را خالی از مطلب بگذارم . یکی از دست اندرکاران این برنامه  سيد ضياالدين شفيعي  است كه با تلاشي وافر و سر كشي به تمامي بخش هاي مراسم و رفع اشكالات انجا ، آسودگي و ارامش را در ميان تمامي دست اندركاران و عوامل اجرايي كلمات روزه دار به ارمغان مي اورد.-سيد جان خسته نباشي، خدا قوت –

 

 سيد ضياالدين شفيعي  یکی از دست اندرکاران این برنامه  است

-       از فرصت استفاده مي كنم  و با مروري سريع به برنامه هفته آينده ، ياد اور مي شوم كه ازشنبه تا چهارشنبه فرهنگسراي رسانه ميزبان 21 شاعر نام آشنا و معاصر با جديدترين آثارشان همچون : مشفق كاشاني ، سعيد بيابانكي ، شهرام شكيبا ، عبدالجبار كاكايي ، ابوالقاسم حسينجاني ، بيوك ملكي  در كنار  نقاش و سفالگر صاحب سبك ،خانم منيژه آرمين  در روز يكشنبه و ابوالفضل زرويي در مراسم روز سه شنبه است .

-       شك ندارم كه بسيار ي از هنردوستان ، برنامه هاي هفته آينده خود را با ديدن نامهاي ميهمانان ، تغيير داده اند و با ارسال پيامك به دوستان و آشناياني كه از اين محفل اطلاع ندارند ، آنهارابا خود همراه مي كنند.

-       از اتفاقاتي كه در اخرين روز هفته گذشته (چهارشنبه) افتاد كه مي بايست زودتر انجام مي شد، تهيه پوستر اطلاع رسان ( بنر) بسيار بزرگي بود كه در جلوي در اصلي فرهنگسرا و در ديد عابرين نصب  گرديد.(عكس) در اين بنر كه در زمينه سورمه اي طراحي شده بود ، نام تقريبا تمامي ميهمانان ستاره هاي سحري با وضوح كامل ديده مي شود – البته اگر از فاصله نزديك آن را بخوانيد_ كه جاي خالي ان در شب هاي قبل كاملاً محسوس بود.

پوستر  برنامه روز چهار شنبه در جلوي در اصلي فرهنگسرا  نصب  گرديد

-         ديگر عرضي نيست ، التماس دعا. منتطر دبدار شما در فرهنگسراي رسانه  هستيم.

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | جمعه سی ام شهریور 1386 •

چند نکته

همراهان هر روزه "كلمات روزه دار"  در وبلاگ افطار همانطور كه مي دانيد  جلسات و نشست هاي" ستاره هاي سحري" و" افطار با هنرمندان"   در روزهاي پنج شنبه و جمعه تعطيل است ، ولي از آنجاييكه ارتباط ما با شما تعطيل بردار نيست ، براي این روز ها هم چند مطلب آماده كرده ام كه خواندني بودن آنها را به شما مي سپارم.

اول اينكه :

 از آنجاييكه در نظرات ارسالي شما همراهان  www.eftar.blogfa.com ، عكس هاي مراسم ، مورد توجه قرارگرفته است ، تصميم گرفتيم در پاسخ به اين تقاضا ي به حق شما، و به سبب محدوديت هاي كه در وبلاگ وجود دارد ، فضاي مجازي ديگري را به نشاني www.eftar.multiply.com ، به اينكار اختصاص دهيم كه مي توانيد به مرور با مراجعه به آن، عكس هاي متعددي از شب هاي مختلف  " كلمات روزه دار" را مشاهده ، ودر صورت تمايل براي خود حفظ (save ) كنيد.

نكته دوم :

درباره اشعاري است كه درمتن گزارشات شب هاي گوناگون ستاره هاي سحري از شعراي  ميهمان ذكر مي شود. همانگونه كه پيش ازاين هم به ان اشاره كرده بودم ، فقط جمله آغازين اين اشعار را ياد آور مي شويم به اين علت كه به سبب سير سريع  خواندن اشعار توسط شاعران امكان ثبت و درج كامل  آنهادر گزارشات روزانه وبلاگ ميسر نيست و از سوي ديگر عدم اشاره به آثار، حتي به اندازه جمله اول آنها ، برا ي خوانندگاني كه از طريق اين گزارشات روزانه در جريان اتفاقات و آثار ارايه شده قرارمي گيرند، شايد  يكنواخت و خسته كننده شود.لذا اين روش، شايد اين امكان را به همراهان بدهد كه باخواندن جمله نخست شعر ، جرقه اي در ذهنشان زده شود و در حال وهواي نشست هاي" كلمات روزه دار" قرار گيرند .

اما اين تنها و بهترين راه حل براي اين انعكاس اشعار اين  جلسات نيست ! بسيار استقبال خواهيم كرد از نظرات و پيشنهاداتي كه ما را در ارايه كاملتر و موثر تر نشست ها در قالب  blog  كمك كند. ممنون.

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | جمعه سی ام شهریور 1386 •

كارگاه گل صد برگ در شب پنجم

- قرار بود از كارگاه" گل صد برگ" بيشتر بينوييسم ولي بدون آنكه بخواهم بهانه تراشي كنم ، آنقدر جذب تغييرات برنامه ي شاعران امشب شدم كه آنگونه كه بايد ، نتوانستم به" گل صد برگ "بپردازم و فقط به عكسي از آن بسنده مي كنم . خدا كند از هفته دوم خبري از جابجايي نباشد.

حضور کودکان و نوجوانان در این برنامه چشمگیر بود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | جمعه سی ام شهریور 1386 •

شب پنجم:3 برنامه ستاره هاي سحري

تعداد مهمانان و شاعران امشب سبب شد که عکس یادگاری هم جالب تر باشد

                                    عکس یادگاری شاعران در شب پنجم

 

 

 

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | جمعه سی ام شهریور 1386 •

شب پنجم:2 برنامه ستاره هاي سحري

پرويز بيگي حبيب آبادي با سلام به همه ، قول ارائه چند اثر خود را به همگان داد و اينگونه آغاز كرد:"

دريا بالا مي آيد

   ماهي ها گريسته اند

        ديوار چين گورستاني ايستاده

           راه شيري رد پاي شاعران"

        و آنگاه "نبينمت نشسته اي

          نبينمت شكسته اي"

و در پايان غزل "انتظار" با مضامين عاشقانه كه از اقبال زيادي از سوي شاعران و دوستداران ادبيات حاضر در سالن برخوردار شد و مجري جلسه هم اين اشعار  بيگي را رنسانسي در آثارش ناميد.

بيگي غزل انتظار خود را با" سبو سبو مي/فداي چشمت/ پياله از پي/فداي چشمت ، همه بخارا همه سمرقند تمامي ري/فداي چشمت/ قصيده اگر  لطفي ندارد غزل پياپي/فداي چشمت"  آغاز كرد و پس از اتمام آن با تشويق حاضران تريبون را ترك كرد.

 غزل" فرصت تعبير خواب نيست"  سر آغاز زماني بود كه خانم باغيان براي شعر خواني از سوي شكارسري دعوت شد و پس از آن به خواندن شعر "دلم خالي ، سرم پر ، هنوز اينجا ايستاده ام /، با بت هاي شكسته" كه به حضرت  علي (ع) تقديم كرده بود پرداخت.

                                       خانم باغیان یکی از شاعران این شب بود

 -اگر اشتباه نكرده باشم تا امشب خانم هاي ميهمان جلسه ، كوتاه ترين زمان حضور در پشت تريبون را به خود اختصاص داده اند!

 

صابر موسوي شاعر جوان و پر انرژي بعدي بود كه به سرعت روي صحنه رفت و با تنظيم طولي ميكروفون ، متناسب با قد بلندش غزل هاي" باغ ها در خويش مي خواهند مدفونم كنند ، هرچه  مي گردم نمي بينم خودم را/ نيستم يا اگر باشم به غير از يك معما نيستم "، ماه امشب كامل است و آسمان گيسوي او" (تقديم به امام زمان ‹عج›) را به ترتيب خواند وزماني كه نوبت به خواندن شعر چهارم او رسيد كه در سوگ حضرت علي (ع) سروده بود ، شكارسري رو به وي كرد و گفت: "نوبت به غزل خداحافظي رسيده است." كه با گفتن اين جمله ، تمركز موسوي بهم ريخت و عملاً از خواندن آن شعر صرف نظر كرد و غزل :

" اين طرف روي زمين هيچ كس نيست   حتي من " را به عنوان شعر پاياني خود انتخاب و قرائت كرد.

پورهاجريان از ديگر شعراي ميهمان بود كه ظاهراً پس از غيبت فاضل نظري و حسين هدايتي ، در فهرست شاعران شعر خوان امشب قرار گرفته بود و با خواندن دو غزل  " دليل زنده ماندنم در اين سياه چال ،تو/ اميد پر گشودن من شكسته بال ، تو "  و "  من مي روم با كوله بار نام و ننگم/ ديگر نمي خواهد دلم با خود بجنگد "  علت غيبت شاعران مذكور را به باد فراموشي سپرد!

ساعت به عدد شش رسيده بود كه شيرينعلي گل مرادي  ، شاعر پيشكسوت بعد ازانقلاب و دفاع مقدس به پشت تريبون رفت و با خواندن شعر " مرد چون پيمانه مي استكان را سر كشيد /

پرتو رقصنده و لرزان ان را سر كشيد "  لحظات نوستالژيكي را در بين شاعران جوان حاضر ايجاد كرد.

نوبت كه به سيد ابوالفضل صمدي رسيد انقدر سريع و بدون طماًنينه ، دو شعر خود را اجرا كرد كه كمتر كسي توانست شعر اول را از شعر دوم جدا كند ." آنقدر زيبايي كه گل ها از تو بيزارند "  و  " گرچه با آمدنش باغ ها دل انگيز خواهد شد " دو شعري بود كه صمدي براي امشب انتخاب كرده بود.

هر چه سورپريز بود ، انگاري قرار بود امشب اتفاق بيفتد و از همه سورپريز تر ، حضور شاعر خراساني ، هادي خورشاهيان در جمع" ستاره ها ي سحري" بود كه در آستانه اذان مغرب شعر   "

معطل مي كند عرفان تو، عقل ارسطو را       

مولانا  از تو فراموش خواهد كرد يا هو را

را براي همگان خواند.

                                    حضور شاعر خراساني ، هادي خورشاهيان در جمع" ستاره ها ي سحري" از اتفاقات جالب این شب بود

مراسم امشب ، با خواندن چند جمله اي ار مناجات پير هرات توسط حميدرضا شكارسري و گرفتن عكس يادگاري به اتمام رسيد.

 

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | جمعه سی ام شهریور 1386 •

شب پنجم:1 برنامه ستاره هاي سحري


برنامه ستاره هاي سحري در آخرين روز هفته نخست" كلمات روزه دار" با تغييرات زيادي در فهرست شاعران ميهمان همراه بود. از ليست 7 نفره شاعران مندرج در برنامه رسمي تنها 5 نفر به اجراي برنامه پرداختند و فاضل نظري و حسين هدايتي غايب بودند و البته خانم باغيان و آقايان پور هاجريان ، سيد احمد نادمي و هادي خور شاهيان به طور سر زده و بدون اعلام قبلي محفل "ستاره هاي سحري" را پر رونق كردند.

اما آنچه بيش از همه مورد تعجب همگان بود ، سكوت برگزاركنندگان و به ويژه مجري برنامه نسبت به اين جابجايي ها و غيبت ها بود كه هيچ اشاره اي هم  به اين بودن ها و نبودن ها نكرد!

                                  "ستاره هاي سحري "  را امشب شكارسري آغازگر بود

"ستاره هاي سحري "  را امشب شكارسري آغازگر بود و خانم سودابه اميني با خواندن دو غزل "ما در هزاره ي شب زيستيم" و "اما نمي دانم چرا باران نمي آيد/يوسف از چاه و زندان بيرون نمي آيد" ميهمانان حاضر در سالن را به آرامش و شنيدن دعوت كرد.

خانم اميني آنقدر دو غزل خود را سريع و بي معطلي اجرا كرد كه هنگام ترك تريبون شكارسري اعتراض خود به حضور كوتاه خانم اميني را با گفتن "اي كاش بيشتر ما را ميهمان اشعار خود مي كردند" ابراز كرد.

ميهمان بعدي جلسه "سيد احمد نادمي" از ميهمانان ناخوانده امشب بود كه البته خوش درخشيد و مورد توجه حاضران قرار گرفت و شكارسري او را از شاعران و منتقدان سالهاي اخير معرفي كرد.

نادمي در زماني كه به او اختصاص داده بودند در مورد خويشاوندي و قرابت ذاتي و تاريخي شعر و نيايش ، سخن ها گفت كه از تازگي خاصي برخوردار بود..

وي در بخشي از سخنانش گفت:

در تمامي آثار شعري تاريخ بشر از تمدن هاي كهن نظير اشعار مصر باستان و حتي ادبيات اسكانديناوي كه از قديمي ترين سروده هاي بشري به شمار مي روند. نكته ي قابل توجه اينكه زماني كه آنها ترجمه شده اند ، متني شبيه به مفاتيح الجنان پيدا كرده اند و البته اين نمونه ها كم نيستند.

در يك نگاه كلي از زماني كه ادبيات مدرن مي شود اشعاري كه نگاهشان  به آسمان است و با خدا يا خدايان صحبت مي كند و چيزي از او مي خواهند فراوان مي توان يافت مثلاً ايلياد و اوديسه. در تمامي كتاب هاي مقدس و مذهبي دنيا ، حجم بسيار بالايي از آنها نيايش ها هستند. كه از آن جمله "گات ها" در فرهنگ زرتشتي كه در واقع سرود است و آنچه كه در نظر اول به چشم مي آيد آهنگين بودن و آذين شده بودن عبارات است. و در نمونه هاي اسلامي مي توان به دعا هاي قرآني نظير آنچه در انتهاي سوره هاي بقره و آل عمران خوانده مي شود ، صحيفه ي سجاديه ، ادعيه سحر ، دعا هاي جوشن كبير و مجير ، ديگر نشانه هاي مستندي هستند  كه به نظر مي رسد با آهنگين و مقفا بودن آيات اصراري است كه ظرفيت هاي زيبا شناسانه انسان به سوي آسمان را تلقين كنند و بي ترديد هيچ دعاي مشهوري وجود ندارد كه اين وزين بودن در آن نباشد.

نادمي سخن خود را با اين سئوال به پايان برد."آيا شعر ، شكل ديگري از نيايش نيست؟"

شكارسري هم براي تداوم حس و حال جلسه و موضوع سخنراني سيد احمد نادمي ، قطعاتي از اثر مسجع خواجه عبدالله انصاري را قرائت كرد.

                                          سيد احمد نادمي" از ميهمانان ناخوانده امشب بود

 

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | جمعه سی ام شهریور 1386 •

اعلام برنامه های هفتگی کلمات روزه دار

بدلیل استقبال فراوان از برنامه های کلمات روزه دار و بنا به درخواست بازدید کنندگان لیست برنامه های هفتگی به شرح زیر اعلام می گردد:

 

۱- شب های شعر ستاره سحری

شاعران هرشب:

هر شب 7 شاعر؛ 1 پیشکسوت 3 شاعر از نسل انقلاب و 3 شاعر جوان

شب‌های برگزاری :

 شنبه‌ها ، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌های طول ماه مبارک رمضان

۲-افطار با هنر مندان 

 افطاری‌هایی است با حضور خالقان آثار موثق ، وموفق ادبی - هنری متاثر از فضاهای دینی‌، معرفتی در جمع مخاطبانی که از آثار آن‌ها بهره‌مند شده‌اند و یا این برنامه سبب آشنایی بیشتر آن‌ها با آثار این هنرمندان خواهد بود .

تعداد و ایام برگزاری :

 هشت شب  هرشب یک یا دو میهمان با اجرا و حضور استاد جواد محقق

شب‌های برگزاری:

یک شنبه‌ها و سه شنبه‌های طول ماه مبارک رمضان

۳- کار گاه گل صد برگ

تعداد برنامه‌ها و ایام برگزاری :

هرروز از دو ساعت قبل تا دو ساعت بعد از افطار

 

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 •

شب چهارم : افطار با کمال تبریزی1

از اعضاي خانواده هنر پس از صرف افطار در فرهنگسراي رسانه در كنار دوستداران هنر باشد.

بر اساس فهرست برنامه بايد كمال تبريزي،كارگردان نام آشناي ايران،ميهمان جلسه مي بود.اذان مغرب كه شد هنوز خبري از حضور كمال تبريزي در ميان ديگر ميهمان ها نبود و حاضرين با چشمهايشان در حاليكه ليوان چاي داغ را مي نوشيدند،دنبال وي مي گشتند.ده دقيقه اي از زمان اذان نگذشته بود كه كمال تبريزي به يكباره وارد سالن شد و در نزديك ترين ميز كنار سالن جا خوش كرد و بدون معطلي روزه ي خود را باز كرد.

ديگر كمبودي در اجراي مراسم شب چهارم وجود نداشت.كمال تبريزي حاضر،ميهمانان كه امشب بدون اغراق تعدادشان زيادتر هم شده بود حاضر، تداركات لازم هم آماده.

مراسم هاي بعد از افطار كه معمولاً سر ساعت 7 آغاز مي شد،امشب با كمي تأخير و حدود 7:10 شروع شد و تازه زماني  هم كه همه به سالن همايش رسيدند و در صندلي ها جاي گرفتند، نوبت به چراغ خاموش كردن و پرده پروژكتور پائين آمدن رسيد كه شروع واقعي مراسم را به تأخير بياندازد. مسئولين قرار گذاشته بودند كه كليپ مراسم رمضان سال گذشته خود را كه در مصّلي بزرگ تهران و همزمان با نمايشگاه بين المللي قرآن ، آماده كرده بودند به عنوان پيش برنامه "كمال تبريزي" به نمايش بگذارند كه عليرغم تلاش فراوان ، فقط موفق به نمايش لحضاتي از آش خوردن تعدادي از ميهمانان سال گذشته(البته بدون صدا) شدند و نهايتاً هم عطايش را به لقايش بخشيدند و با روشن كردن چراغ ها و حضور جواد محقق بر روي صحنه و پوزش از حاضرين ، مراسم رسميت گرفت.

محقق ، در ابتدا با تذكر اين نكته كه اطلاعات كافي و جامعي در مورد سينما ندارم ، به شرح نسبتاً كاملي از تاريخچه ورود صنعت سينما و سير آن در ايران ارائه كرد.

وي سينماي ايران قبل از انقلاب را به جز بارقه هايي از چند كارگردان و چند اثر محدود در   دهه50 ، به سبب سه عامل اصلي:

الف- غير مردمي بودن به معناي انس و الفت تمام و كمال با دربار و شاهان وقت ، ب-غير روشنفكري بودن به معناي وابستگي مستقيم و غير مستقيم به دولت هاي جور زمان و ج-غير ديني بودن با اين تفسير كه دور و غريب بودن هنرمندان و دست اندر كاران صنعت سينما با آرمان هاي اعتقادي عامه مردم ، ناكارآمد و بي محصول دانست و وقوع انقلاب اسلامي را سر آغاز شكوفايي استعدادهاي جوان ، پر انرژي  و متعهدي دانست كه با حضور در صحنه هاي مختلف ، از جمله ي هنر سينما و خلق آثار تأثير گذار با جان مايه هاي اعتقادي ، روح تازه و جانبخشي به هويت اسلامي ايران بخشيدند و در اين بين كارگرداناني به سينماي ايران معرفي شدند كه آوازه آنها و آثارشان به فراتر از مرز هاي كشور نير رفته و از آن جمله كمال تبريزي است.

نوبت به كمال تبريزي رسيد ، وي با خنده اي كه در نماي چهره اش ديده مي شد از اطلاعات كامل آقاي جواد محقق در مورد سينماي ايران قدرداني كرد و از اينكه ايشان اطلاعات بعضاً ناشنيده اي را به او افزوده است تشكر نمود.

برنامه با سئوال محقق كه:" آيا واقعاً تبريزي هستيد و چه كسي شما را به سينما كشاند؟" و پاسخ كمال تبريزي شكل گرفت.  وي  گفت : من واقعاً تبريزي هستم و استثنااً در تهران به دنيا آمدم و بزرگ شدم. آذري هستم ولي ترك نيستم  و لطفاًًًًًًًًًًً اشتباه نگيريد. من زماني كه كلاس هفتم نظام قديم را آغاز كردم تحت تأثير دوست و هم محله اي ام كه علاقه مند به عكاسي بود ، به عكاسي كشانده شدم و با دوربين هاي عكاسي آن زمان لوبيتل و زنيت به عكاسي و ظهور عكس در تاريكخانه محقّر خودمان روي آوردم و اين شد انگيزه اوليه ميل به تصوير. در ادامه و پس از اخذ ديپلم و ورود به دانشگاه  در رشته مهندسي راه و ساختمان جذب كميته عكس و فيلم دانشگاه شدم و در برپايي نمايشگاه عكس و فيلم و اسلايد با موضوعات گوناگون مشاركت كردم.در زمان تعطيلي دانشگاه و انقلاب فرهنگي ، وارد فعاليت هاي سيينمايي صدا و سيما شدم و كارهاي كوتاه را تجربه كردم ، اين اتفاق باعث شد كه پس از بازگشايي دانشگاه ها با تلاش فراوان ، رشته تحصيلي را به كارگرداني تغيير دادم.

از كارهاي ماندگارو نادر كمال تبريزي بايد به فيلم هاي سوپر هشتي كه در لحظات تاريخي اشغال لانه ي جاسوسي توسط وي و دوستانش گرفته شد، اشاره كنيم كه خودش در اين باره چنين گفت:

" تمامي فيلم هاو فريم هايي كه در زمان تسخير سفارت امريكا گرفتيم ، به كمك دوستان در لابراتوار مجهز سفارت ظاهر كرديم كه برايمان تجربه بسيار جالبي بود.تمامي خبرگزاري هاو شبكه هاي خبري دنيا با توجه به اهميت موضوع ، پيشنهادهاي متفاوت و عجيبي برا ي خريد عكس هاو فيلم هاي ما داشتند. در آن زمان صدا وسيما با تحويل گرفتن عكس ها فيلم ها، اقدام به فروش انها كردند كه دريغ از ديناري كه عايد ما شود!  مثلا ً هر فريم عكس به قيمت 400 الي 500 دلار و هر فيلم حدوداً 5 دقيقه اي به قيمت 10000 دلار فروخته شد!"

افطار با کمال تبریزی1

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 •

شب چهارم : افطار با کمال تبریزی2

در شب هاي پيش ، همواره شاهد رفت و آمد حاضرين و گپ در گوشي ميهمانان بوديم ولي امشب دريغ از يك جنبش مختصر ، انگاري همه به صندلي هايشان دوخته شده بودند. براي اين شرايط غير از حضور كارگردان فيلم هاي ليلي با من است ، مارمولك و گاهي به آسمان نگاه كن نمي توان يافت.

جلسه از نيمه گذشته بود كه يكي از خبرنگاران حاضر از تبريزي در مورد كاركرد طنز در آثارش و نحوه كنار آمدن ايشان  با خط قرمز هاي رايج به ويژه در آثاري چون ليلي با من است و مارمولك پرسيد.

تبريزي با جابحايي در صندلي خود گفت:

اگر دقت كرده باشيد من در تمامي كارهايم از طنز و طنّازي استفاده مي كنم و اصولاً به لحاظ شخصيتي چون فرد خوش اخلاقي هستم(نقل مضمون) و در زندگي شخصي ام همواره از طنز و مطايبه استفاده مي كنم. لذا در تمامي آثارم اين رگه مشاهده مي شود،. البته هر كدام به شكل و نحوه اي خاص آن فيلمنامه و شرايط آن و به نظرم مي رسد كه بيان شديدترين و خط قرمز ترين مفاهيم در ظاهري دلنشين و صادقانه حتي براي جدّي ترين افراد قابل هضم تر و به عبارتي خوشايندتر و مقبول تر است.

يگي از مهمانان از تبريزي پرسيد با توجه به وظيفه اجتماعي خود ، فكرمي كنيد ، اكنون چه موضوعي از اهميت بيشتري براي دستمايه قرارگرفتن توسط شما و ديگر كارگردانان متعهد ، برخوردار است؟ وي با اندكي تامل ، موضوع خانواده را به عنوان اساسي ترين تم و پايه اي ترين موضوع حال حاضر جامعه ايران دانست و افزود:

كم كم اساس خانواده در كشور ما همچون بسياري از كشورهاي پيشرفته كه ديگر خانواده اي وجودندارد، رنگ باخته شده است و اين بسيار مهم و حياتي است كه هنرمندان به ان بپردازند.

محقق كه مدتي بود ساكت بود ، از كمال تبريزي در مورد محبوبترين فيلمش در بين تمامي آثارش تا به امروز پرسيد، كه وي هم پس از ذكر جملات كليشه اي" فيلمهايم براي من همانند فرزندان من است،" از سريال جديدش به نام" شهريار" ياد كرد و به ارادتي كه به ان دارد و نمي دانم چرا؟

در يك ربع انتهاي جلسه به درخواست جواد محقق ، كمال تبريزي به ذكر دو خاطره از زمان كارگرداني آثارش پرداخت ، كه هر دوي آنها مربوط به فيلم هاي حوزه دفاع مقدّس وي بود و منجربه  آسيب هاي جسمي همكارانش نيز شده بود.

تبريزي به عنوان حسن ختام جلسه به توصيف كاملي از يكي از پشت صحنه هاي فيلم "ليلي با من است" پرداخت و افزود:

پرويز پرستويي قرار بود كه در صحنه اي دو حس متضاد شادي و غم را در يك زمان پس از آگاهي از حكم قطعي اعزام به جبهه اش بازي كند. يادم مي آيد كه چندين بار پرويز به نحو احسن اين صحنه را اجرا كرد و لي متاسفانه هر بار مجبور به تكرار برداشت شديم آنهم به سبب خنده ي

عوامل پشت صحنه كه نمي توانستند مانع از خنده خود شوند.

من كه شخصاً بعد از شنيدن اين خاطره از كمال تبريزي  ، تنها به تسلط پرويز پرستويي در بيان هنرمندانه احساساتش در جلوي دوربين  صحه گذاشتم ، شمار انمي دانم؟!

عكس يادگاري امشب هم ، حال و هوايي متفاوت داشت ، كمال تبريزي در جمع باشد و عكس گروهي در شرايط معمولي گرفته شود! بعيد است.به هر حال يك عكس كه چه عرض كنم يك گروه عكس همزمان و بي زمان گرفته شد. جاي همگي خالي .

از اينكه در مورد گل صد برگ در اين پست چيزي ننوشتم معذرت مي خواهم و اين قول رامي دهم كه در اولين پست بعدي خبرهاي آنجا را بطور كامل ارايه كنم.ولي مطمئنم كه اگر شما هم جاي من بوديد نشست كمال تبريزي را ترجيح مي داديد.

عكس يادگاري امشب هم ، حال و هوايي متفاوت داشت ، كمال تبريزي در جمع باشد و عكس گروهي در شرايط معمولي گرفته شود

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 •

محمد علی سپهرافغان در گارگاه نقاشی و طراحی« گل صد برگ»

 

محمد علی سپهرافغان در گارگاه نقاشی و طراحی« گل صد برگ»

 

تصویرگر و نقاش صاحب نام مجلات کودکان و نوجوانان روزانه ساعتی از وقت خود را در گارگاه حضوری نقاشی و طراحی «گل صد برگ» می گذراند تا در جمع مشتاقان به این هنرها تجربیاتش را به نسل جوان منتقل سازد و کودکان و نوجوانان علاقمند را همراهی و راهنمایی کند.

 

گارگاه حضوری نقاشی و طراحی «گل صد برگ» مکانی است مجهز به انواع لوازم طراحی و نقاشی که مراجعهکنندگان می توانند با حضور در فرهنگسرای رسانه واقع در میدان ولیعصر موضوعات مورد نظر خود را اجراء کنند.

در پایان ماه رمضان یکصد اثر از آثار اجرا شده در این کارگاه برای ارائه دریک سیدی مالتیمدیا انتخاب خواهد شد .

این کارگاه از شنبه تا چهارشنبه در طول ماه مبارک رمضان از دو ساعت مانده به افطار تا دوساعت بعد از افطار برگزار می شود .    

 

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 •

شب سوم: نشست شاعران ستاره هاي سحري

 

  سومين شب نشست شاعران ستاره هاي سحري با چند تغيير فيزيكي ويا به عبارتي جابجايي مكاني در محل اجراي بخش هاي مختلف برگزاري مراسم همراه بود. اول اينكه كارگاه گل صدبرگ به محل پذيرايي از ميهمانان و استقرار ميزهاي افطار تبديل شده بودو بوم ها وسه پايه هاي نقاشي به يك سالن مثلثي شكل درمجاورت در ورودي فرهنگسرا و مشرف به بلوار كشاورز انتقال يافته است. تنها مكاني كه ازابتدا تكان نخورده ، سالن اصلي همايش ها در طبقه اول است. ظاهرا خواست و اصرار مديران فرهنگسرا باعث اين جابجايي ها شده است!

سيد محمد سادات اخوي كه قرار نبود عهده دار مجلس گرداني امشب باشد، با اين توضيح كه قرار بود آقاي شكارسري اكنون در خدمت شما باشند ولي  به سبب گرفتاري نتوانستند  در جمع ما باشند،اين مهم باز هم به من رسيد، آغازگر جلسه شد و اينگونه شروع كرد كه:

"از آنجاييكه در جمع شاعران هستم، تنها در ابتدا به قرايت شعر مي پردازم و در طول مراسم ، ديگر شعري نخواهم خواند."

  نخستين شاعر شب سوم كه با ذكر دو صلوات- به در خواست خود شاعر!- پشت تريبون رفت ، خانم غزل تاجبخش بود كه سادات اخوي در معرفي ايشان به مهارت و شهرت ايشان در نقدشعر، داستان نويسي و علي الخصوص غزلسرايي اشاره كرد.

خانم تاجبخش ، در زمان نسبتا كوتاهي كه به شعرخواني پرداخت ، سه قطعه از شعرهاي خودش را به ترتيب ، "پسراني از قبيله خورشيد، يا علي گفته است او، من ودل ولوله كرديم و تو را داد زديم"( اينها در اصل جملات آغازين اشعار است و نه نام اصلي شعر) قرايت كرد و مورد توجه حاضرين قرار گرفت.

سادات اخوي ، با اشاره به جريانات شعرو شاعري در خطه خراسان در قبل وبعد از انقلاب اسلامي ، شاعر دوم جلسه يعني جعفر محدثي خراساني را به پشت تريبون دعوت كرد.

جعفرمحدثي خراساني هم با اظهار اينكه ماه رمضان است و ماه حضرت علي (ع) ، به خواندن اثاري در اين مورد پرداخت نظير " احساس بهار در كوير تو خوش است"، " دل را به عذابي ديگر اندازيمش " و بده ساقي آن مي كه صافم كند".

در زمانيكه محدثي خراساني به خواندن شعر مشغول بود ، سروصداي كارگران اويزان در بيرون ساختمان و پشت پنجره هاي سالن همايش ، لحظاتي تمركز حضار را بهم زد.

در فاصله حضور سيد اكبرمير جعفري براي اجراي اشعار خود، سيد سادات اخوي گريزي به زندگاني شيخ محدث قمي ،نويسنده زندگاني امام سجاد (ع) زد وداستان نحوه برخورد عالمانه و مدبرانه ايشان با يكي از طلبه ها را برا ي جمع حاضر نقل كرد.

مير جعفري با خواندن شعر كوتاه " برانگيخته شدم شايد دير / وقتي رسيدم هيچكس نبود " برنامه خود را شروع نمود و با شعري كه به دكتر تركي تقديم كرده بود ، تريبون را ترك كرد.

محمد سلماني كه به سرايش طنز اشتهار دارد، شاعرميهمان بعدي بود كه مجري در توصيف وي گفت: " بي ترديد سخت ترين قالب ها ي ادبي ، قالب طنز است". سلماني هم با صداي گرم و نافذ و ته لهجه دلنشين آذري اش وبر خلاف تفسيرهاي سادات اخوي ، به اجراي غزل جدي و به دور از طنز " چه قدر سخت است خويشتن داري " پرداخت.

دست زدن هاي حضار براي مشايعت و تشويق از محمد سلماني به اتمام نرسيده بود كه سادات اخوي با خواندن متني از مهاتما گاندي به نام " نيايش به زبان مادري" و تمجيد از صدا و اشعار محمد عبدالحسيني ، وي را براي اجراي برنامه اش به پشت تريبون فراخواند.

عبدالحسيني نيز با خواندن يكي از اشعارخود  با صداي نافذش ، ميهمانان را در سكوتي معنادار فروبرد.وي پيش شرط قرايت دومين شعرش را لبخند مهربانانه حضار اعلام كرد

، كه به همين سبب در پايان شعر اول ، سادات اخوي خطاب به وي گفت: لطفا چهره مرا ببنيد! كه با خنده ميهمانان همراه شد.

ازميهمانان رسمي امشب كه قراربود كه به شعرهايش با صداي خودش گوش كنيم ،افشين علا بود كه متاسفانه به علت فوت ناگهاني مادرش – خدايش بيامرزد-  غايب بود والبته دوستان و اشنايان وي در جلسه با هديه صلوات قرايت فاتحه بر روح مادرش ، از وي ياد كردند.

استماع دو غزل از شاعر مديحه سرا و اهل بيت ، عليمحمد ادب و شعر بلندي از قربان وليي در مدح حضرت علي(ع) ؛ ساعت را به شش و ده دقيقه رساند  كه باز هم نوبت به دكتر صابر امامي رسيد مع با نقل ها و اشارات ظريف و جذابش از نمادهاو قصص قراني ، حاضرين را تا لحظات قبل از اذان ، در صندلي هاي خود بنشاند. امامي اين با از خلقت آدم و حواو خلقيات زن و مرد كه با پچ پچ ميهمانا ن همراه بود و اينكه ادم با عصايي از پوست درخت  هبوط مي كند كه به هر كجا كه مي زند، رياحين و گياهان مي روييد ، سخن گفت وزماني كه نوبت به هابيل و قابيل رسيد صداي اذان اتمام جلسه ي شب سوم را اعلام كرد.

- تغيير مكان اجباري كارگاه گل صدبرگ ظاهرا  باعث  شد رونق بيشتري  در حضور نقاشان خردسال  ايجاد شود و بوم ها و رنگ ها شب شلوغي را سپري كنند. 

 

تغيير مكان اجباري كارگاه گل صدبرگ ظاهرا  باعث  شد رونق بيشتري

 

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 •

شب دوم:افطار با حجت الاسلام كشفي

شب

 

 

 

امشب با كمي تاخير وبا عجله وهروله اي كه ازميان ماشين ها و آدم ها كردم ، خودم را به فرهنگسرا رساندم .همانگونه كه در پست هاي مقدماتي ياداورشده بودم ، بخش ديدار با هنرمندان در شب هاي فردهفته( يكشنبه ، سه شنبه) و با مراسم افطاري آغاز مي شود و اين فرصت بسيار با ارزشي است كه با تنها ميهمان جلسه از سفره افطار آشنا شد و پرسش ها ي خود را در كنار سفره و صداي ربنا از ايشان بپرسد.

من، شب دوم مراسم كلمات روزه دار را به عبارتي شب نخست مي نامم و علت ان همانا نخستين شب اجراي بخش " ديدار با هنرمندان"مي دانم.

برگزاركنندكان جلسه ، برا ي شب نخست ديدار با هنرمندان ، انتخابي متفاوت كرده بودند و از حجت الاسلام كشفي ، مرد خاطره هاو خدمات به هنر بعدازانقلاب اسلامي كه چند زماني است كه از وي هيچ خبري نبوده و يا بسيار كم بود، دعوت كرده بودند تا از هنر خوشنويسي خودش و از آنچه كه در اين سالها در خارج و داخل كشور و بنا به مسيوليت هاي تاثير گذاري كه داشته است و به ويژه هنر خطاطي انجام داده است براي حاضران سخنراني كند.

حجت الاسلام كشفي با تبسمي بر لب و ادبياتي دلنشين و ساده ، در حاليكه جواد محقق به عنوان مجري جلسه روبروي ايشان نشسته بود، سخنان خود را با ذكر خاطراتي از مسيوليت هاي كه در اوان پيروزي انقلاب اسلامي در دانشگاه هنر و وزارت ارشاد اسلامي به عهده داشته است ، آغاز كرد كه بسيار مورد توجه و تعجب حضار قرار گرفت.

استاد كشفي در بخشي از خاطرات خود گفت:

" در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي و اوج تندروي ها وتعصب ها ي قهرآميز آن دوران ، كه به ويژه هنر را نشاني عيني از اشرافي گري صرف مي دانستند و تخريب آن ها را وظيفه ، بنا به وظيفه  به عضویت شورای سر پرستی  دانشكاه هنر در آمدم كه همانا اتاق جنگ بود و مي بايست با تمامي ابهامات و عقايد متفاوت مبارزه مي كرديم و به ساماندهي ان مي پرداختيم.كه بسيار سخت و توانفرسا بود!به ياد دارم كه اولين سرود پس از انقلاب اسلامي را با اشعاري از شيخ اجل سعدي آماده كرديم و از آقاي خاتمي ، وزير ارشاد وقت دعوت كرديم كه در جلسه اي خصوصي آن را اجرا كنيم. هنوز اجرا به پايان نرسيده بود كه آقاي خاتمي رو به من كردند و گفتند: اينكه غناست!" در چنين شرايطي كار كردن در حوزه هنر ، همراه با صدمات و مشكلات عديده اي بود."

·        از فعاليت هاي ماندگار استاد كشفي در اين زمان ها مي توان به راه اندازي و احيا موزه شهدا ، ده سال نماينده وزارت ارشاد در شوراي انجمن خوشنويسان ، وابسته فرهنگي ايران در چندين سفارتخانه  ، اشاره كرد.

استاد در پس اين سالها با بازگذشت به قم و راه اندازي كارگاه مرمت آثار  هنري به تربيت هنرجويان و ترميم بيش از هزار اثر تا به امروز پرداخته است .

جواد محقق با يادآوري عشق و الفت استاد به هنر خوشنويسي از ابتداي كودكي ، استاد كشفي را ترغيب كرد كه به ذكر مجملي از ان زمان ها بپردازد.

"تازه ديپلم ادبي را در قم گرفته بودم كه به تشويق و همراه پدر در سال 1345 ازمرزهاي شلمچه و خرمشهر به عراق رفتيم و در مدرسه بخارايي شهر نجف به مديريت حاج شيخ محمد بخارايي ، محصل شدم .به تشويق شيخ محمد بخارايي پس ازديدن دستخط هايي از من ، نزد استاد مسلم خط ؛ آيت اله نجومي به تلمذ حاضر شدم كه اين تاثير گذارترين مرحله آموزش خط در زندگي من بود كه تاثير آن تا به امروز هم ادامه دارد.

ايشان در پاسخ به اين پرسش كه ماهيت خطوط رايج امروزي در كشورهاي  هند ، پاكستان و بنگلادش  چيست؟ گفت:  منشا خط در تمامي سرزمين هاي اسلامي را قرآن است و اين خط همانا خط كوفي است كه البته ملت هاپس از قبول اسلام ، اين خط را دچار التهاب و تغيير كرده اند.

در انتهاي نشست ، تعدادي ازحاضرين نظر استاد را درمورد سبك هاي امروزي نظير نقاشي خط، خط تحريري (كتابت) و وفاق خط و گرافيك  جويا شدند كه استادبا افتادگي تمام و روشن ضميري خاص خود و برخلاف برخي از اساتيد ،نقاشي خط را نتيجه و پاسخي عاقلانه به طبع تنوع طلب و زيباپسند انسان  دانست واز اساتيدي همچون بختياري، احصايي، اسداله كياني ، جليل رسولي و افجه اي كه در اين سياق خلق اثارمي كنند ، به نيكي ياد كرد .

نشست در حاليكه تازه جا افتاده بود به سبب اتمام زمان فعاليت فرهنگسرا با گرفتن عكس دسته جمعي با استاد كشفي و سوالات بي پاسخ از استاد  در ساعت هشت و يك ربع به كار خود پايان داد.

   

 

 

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 •

کمال تبریزی مهمان ویژه امشب

 دبیر برنامه کلمات روزه دار در گفتگویی با ستاد خبری این مراسم اعلام کرد :کمال تبریزی مهمان ویژه امشب ،سه شنبه ۲۷ شهریور برنامه " افطار با هنرمندان " است .

کمال تبریزی

برنامه " افطار با هنرمندان "افطاری‌هایی است  که با حضور خالقان آثار موفق ادبی - هنری متاثر از فضاهای دینی‌، معرفتی در جمع مخاطبان آن‌ها  برگزار می شود .این برنامه روزهای  یک شنبه‌ و سه شنبه‌ هر هفته در  طول ماه مبارک رمضان برپامی شود.

یاد آور می شود این طرح‌ها در فرهنگسرای رسانه  برگزار می شود . عموم علاقمندان می توانند برای شرکت در مراسم به فرهنگسرای رسانه واقع در تهران، بلوارکشاورز ، بعد از تقاطع فلسطین ، نرسیده به میدان ولیعصر (عج) مراجعه نمایند.

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 •

گزارش تصویری

گزارش تصویری از مراسم اجرا شده در  روز اول و دوم  کلمات روزه دار.

جمع شاعران و برگزار کنندگان برنامه کلمات روزه دار

علیرضا قزوه

 

 

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 •

اندر احولات دست اندر کاران 1

 

روز  شنبه كه براي ديدار با متوليان اين جشن بيست روزه ( اين نام من در آوردي است و هيچ مقام برگزاركننده اي تا به اين لحظه رسما به اين نام ، از آن ياد نكرده است) به فرهنگسراي رسانه رفته بودم با صحنه هاي برخورد كردم كه راستش را بخواهيد حيفم آمد كه اشاره اي به ان نكنم و شما را بي نصيب بگذارم .

همه انجا بودند ، منظورم متوليان است . با تمامي توان خود و با زبان روزه و بدون ادعا همه در حال كار ها بودند. از جزيي ترين كارها تا دقيق ترين امور.نافرماني و اخم جايي نداشت .شنيدم كه از روزها قبل ، زماني كه خيلي ها در حال و هواي جشن هاي نيمه شعبان بودند.اين گروه عاشق ، خواب را از چشمان خود به مرخصي فرستاده بودند و با سعي وتلاش وصف ناپذيري به برنامه ريزي و تدارك اين مهماني 20 روزه پرداخته بودند.

به راستي عاشقي است و هزار وظيفه . آدم مهمان دعوت كند، آنهم در ماه ميهماني خدا. بايد كه چنين كند، سر از پا نشناسد و 24 ساعت را بكوشد.من اين صحنه ها را به چشم خود و دوربينم ديدم (عكس ها)، ثانيه به ثانيه،تمامي كساني كه امده بودند چه با عشق و دقتي حتي يك ميخ را بر جان ديوار وارد مي كردندو من به چشم جان ديدم كه ديوارها هم بدون فرياد و ناله وچه با آرامش و متانتي ، پذيراي ميخ هاي محافظت شده ( منظور همان رول پلاك است) بودند و آماده نگهداري از تابلوهاي رنگارنك و چشم نوازي كه در سالن اصلي " شب ها شعر ستاره هاي سحري" در طبقه اول فرهنگسرا واقع است ، باشند.

!! نوشته شده توسط رضا حاجی ابادی | | یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 •